آینه جادو

آینه جادو
در آینه رسانه

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسعود ده نمکی» ثبت شده است

                                

متن کامل گفتگوی حاتمی کیا و طالب زاده در برنامه راز + خلاصه فیلم

حاتمی کیا: جیغ‌های من نشانه بی‌توجهی مسئولین فرهنگی به دغدغه‌های رهبری است/ بچه‌های جشنواره عمار تداعی زمان آغاز فیلمسازی من هستند/ فیلم‌سازان جشنواره‌ای امروز دریوزگی می‌کنند/ بخاطر بغض سیاسی مانع از تحلیل فروش فیلم‌های دهنمکی می‌شوند/جای آوینی خالی است

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ابراهیم حاتمی کیا مانند همیشه، صریح و بی پرده حرفهای خود را زد. اگرچه همیشه و بارها به خاطر این سبک از گفتار هزینه هم داده بود. حاتمی کیاد در برنامه راز با انتقاد از رفتار مسئولین گفت: اگر دید و بازدیدهای نوروزی مسئولین فرهنگی تمام شد، فکری به حال دغدغه رهبری در حوزه فرهنگی هم بکنند.


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۲۷

                                

ابراهیم حاتمی‌کیا با اشاره به اینکه روز یکشنبه به دلیل انتشار نظرسنجی مردمی محبو‌ب‌ترین فیلمسازان جامعه و دیدار با مقام معظم رهبری برایش روز خوبی بوده است گفت: در انتخابات کشورمان و مقایسه واکنش مردم و آنچه در سایت‌ها می‌آید می‌توان فهمید نباید به این سایت‌ها توجه کرد. باید به خاطر داشته باشیم گمراه نشویم و از آنچه باید بگوییم دست نکشیم.

 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش تصویر قلم به منظور ردیابی اندیشه‌های سید شهیدان اهل قلم در آثار 20 سال اخیر سینمای داستانی و مستند ایران عصر روز سه‌شنبه 26 فروردین با حضور علیرضا رضاداد، حمید بهمنی حبیب‌الله بهمنی، جمال شورجه، مسعود ده‌نمکی، وحید جلیلی، نرگس آبیار، محمدحسین قاسمی، محمود گبرلو، پژمان لشکری‌پور و ابراهیم حاتمی‌کیا در فرهنگسرا اندیشه به همت مؤسسه شهید آوینی برگزار شد.

براساس این گزارش، در بخش پایانی این مراسم از بانو افشار مادر شهیدان علی اکبری، نرگس آبیار، محمد حسین قاسمی،مسعود ده‌نمکی،سید محمود رضوی،پژمان لشگری‌پور و ابراهیم حاتمی‌کیا سازندگان فیلم‌های شیار 143،معراجی‌ها و چ با حضور حمیدرضا مقدم‌فر،حمید بهمنی، علیرضا رضاداد،ودود حیدری،مجید قلی‌زاده،مجتبی امینی و جمال شورجه تقدیر شد.

ابراهیم حاتمی‌کیا که به اصرار مجری مراسم پای تریبون قرار گرفت در سخنانی گفت: طی مدت گذشته به خواست دوستان برخی از حرف ها را زدم که فحش و جیغ های بسیاری را برای من به همراه داشت که البته باید خدا را شکر کنم. برای سخنرانی در چنین مراسمی آماده نبودم، اما باید بگویم که همیشه دوست داشتم با بچه های هنرجو در موسسه شهید آوینی صحبت کنم، اما برای صحبت کردن شرطی را گذاشته ام که در حال حاضر عملی نیست، قول می دهم که بعدها با این هنرجویان صحبت کنم.

وی با اشاره به خاطره ای مربوط به هشت سال پیش بیان کرد: یادم هست که هشت سال پیش بود که سفری به کرمان داشتم در آنجا یک گروه هشت نفره از من خواستند تا با هم گپ بزنیم، به آنها گفتم اگر جمع خصوصی است و خبرنگاری در آن نیست حرف می زنم که آنها نیز تاکید کردند که یک جمع کاملا خصوصی است، من نیز صحبت هایی در این جمع کردم که در نهایت به اعتراض من به حضور افرادی مانند ایرج قادری در سینمای ایران کشیده شد، هرچند قصد شخصی نسبت به این سینماگر نداشتم، اما در نهایت دو روز بعد زمانی که به تهران رسیدم دیدم تمام صحبت های من تیتر یکی از روزنامه های کشور است.

کارگردان فیلم سینمایی «به رنگ ارغوان» ادامه داد: خیلی دوست ندارم که در سایت‌ها دیده شوم اما برخی از حرف ها را باید گفت و باید تاکید کنیم که از کجا آمده ایم، برای چه آمده ایم و چه می خواهیم بگوییم و این همان چیزی است که بچه های هنرجوی سینما باید بدانند. در این روزها نقدهای بسیاری از فیلم «چ» می خوانم، نقدهایی که کمتر به زبان دلسوزانه حرف زده اند و بیشتر بر پایه تکنیک استوار بوده است، چنین نقدهایی بیشتر به خاطر درگیر شدن با ظرف موضوع است که البته در جای خود اهمیت دارد ولی قبل از هرچیز باید بدانیم برای چه آمده ایم.

وی ادامه داد: در اوج جوانی زمانی که وارد فضای سینمای ایران شدیم جنگ بود، فضا برای فعالیت مشخص بود و چنین فضایی شرایط برای کار کردن را برای ما فراهم می کرد، اما جوانانی که امروز وارد سینما می شوند کار کردن در چنین فضایی برایشان کمی سخت‌تر است و فضای فعالیت آن ها درست مانند زمانی است که بچه های روایت فتح در دوره پس از جنگ وارد کار شدند، هرچند این گروه تمام تلاش خود را کرد تا به سراغ بچه های جنگ بعد از پایان جنگ برود، اما در نهایت یک غم نوستالوژیک ما را گرفت.

این کارگردان سینمای ایران خاطرنشان کرد:آنچه که من بعد از شهادت سید مرتضی آوینی نسبت به روایت فتح معتقد بودم، این بود که باید وارد مباحث روز شوند، بروند به دنبال بچه های جنگ و ببینند که حرف آنها بعد از جنگ چیست، اما گفتند موانع و خط قرمزهای بسیاری در رابطه با این مسئله وجود دارد که در نهایت فرود روایت فتح آغاز شد، البته الان نمی دانم که روایت فتح در چه شرایطی قرار دارد چون آن را دنبال نمی کنم.

حاتمی کیا گفت: هنرجویان باید بدانند که ورود به چنین حوزه ای کار بسیار سختی است، اگر سخت نبود که همه وارد می شدند. مدرسان باید بدانند که در هنگام تدریس باید جهت را مشخص کنند که هنرجو را برای جشنواره ‌ها تربیت می ‌کنیم یا برای ایران اسلامی خودمان. البته همه اینها به جایی برمی ‌گردد که زیر ساخت‌ ها چگونه شکل می ‌گیرد و آن نسلی که باید از این‌جا شکل بگیرد باید با همت و بی تعارف پای حرفها بایستند و از هجمه‌ای که هستند نترسند.

کارگردان فیلم سینمایی «چ» همچنین با اشاره به نظرسنجی انجام شده و انتخابش به عنوان محبوب‌ترین فیلمساز از سوی مردم تاکید کرد: در ابتدا باید از وزارت ارشاد که این  نظرسنجی‌ را درباره سینما و محبوب‌ترین سینماگران انجام داده است، تشکر کنم. پریروز برای من روز خوبی بود چون صبح آن روز فهمیدم به‌ خاطر فیلم «چ» می‌توانم خدمت آقا برسم و در مراسمی سر وقت نماز خیلی نسبت به من و فیلم «چ» محبت داشتند و با چهره‌ای بشاش راجع به این فیلم توضیح دادند و نسبت به چمرانی که ساخته شده است بسیار هم علاقه ‌مند بودند و گفتند همان چمرانی بود که من می‌شناختم. علاوه برآن متوجه شدم که در نظرسنجی وزارت ارشاد از مردم، فیلم من بهترین فیلم انتخاب شده که در روزنامه‌ ها هم رفت.

کارگردان فیلم سینمایی «دیده بان» بیان کرد: ده نمکی در چنین شرایطی فحش‌خورش ملس است، اما من تازه وارد این گونه فضا شده ام. چنین فضایی آدم را گمراه می کند اما لازم است که گمراه نشویم. باید بدانیم که این صندلی‌نشین های پای کیبردها، سپاه بزرگی نیستند و تنها جنجال‌های آنها بزرگ است. این گروه از افراد، شبیه «خونه تیمی» هستند و باید بدانند که این فضایی که در اینترنت ایجاد کرده اند هیچ راهی به جامعه ندارد.

حاتمی کیا در پایان سخنان خود گفت: در انتخابات کشورمان و مقایسه واکنش مردم و آنچه در سایت‌ها می‌آید می‌توان فهمید که نباید به این سایت‌ها توجه کرد. باید به خاطر داشته باشیم گمراه نشویم و از آن چه که باید بگوییم دست نکشیم.


لینک منبع: خبرگزاری فارس

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۰۸

بسم الله الرحمن الرحیم


تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی  )صلی الله علیه و آله و سلم(  اسلام ائمه هدی ) علیهم السلام( اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده ی سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه " اسلام آمریکایی " باشد.

هنر در مدرسه ی عشق نشان دهنده ی نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی، ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.

پیام حضرت امام خمینی (ره ) خطاب به هنرمندان سال 1367

چنانچه اثرگذاری محتوای پیام مذکور حضرت امام، خطاب به هنرمندان را در پرورش ایده ی اصلی فیلم " رسوایی " در ذهن کارگردان آن، مفروض قلمداد کنیم چه این که وی خود را موظف به تلاش جهت معمول شدن خط و خط مشی مرادش می داند-، شاید نخستین پرسشی که به ذهن تبادر نماید عبارت شود از این که " آیا رسوایی در تحقق ترسیمِ روشنِ عدالت، شرافت و انصاف، اسلام پابرهنگان، اسلام رفاه و تجمل " موفق بوده یا خیر؟

پاسخ به این سؤال که شاید اصلی ترین محور نقادی فیلم محسوب گردد را به بعد از اشاره ی نکاتی گذرا در خصوص فیلم و جمع بندی پایانیِ نوشته، موکول می داریم.

·         هر فیلمی که انتقال پیامی را دنبال می کند، جهت تحقق هدفش از ابزارهای گوناگونی بهره می جوید؛ برخی مؤلفه ها مستقیم و بعضی نیز غیرمستقیم این وظیفه را بر عهده دارند. سیر داستان، رفتار، کردار و گفتار شخصیت ها، گفتگوهای دو یا چندجانبه و بسیاری متغیرهای دیگر، همه از این جمله اند. جملات و عبارات قصار و دلنشین عرفانی در متنِ اندرزهای حاج یوسف ( با بازی اکبر عبدی) در عین انتقال شعار، خوب از آب درآمده اند و به اصطلاح بیرون نزده اند؛ به طور نمونه ( تمثیل صدف و مروارید) که کنایه از مصونیت بخشی حجاب دارد، در عین تکراری بودنش، تاثیرگذار و مطلوب می نمایاند.

·         جذب میزان مخاطبی قابل اعتنا با رسوایی در امتداد اخراجی های 1 تا 3، ادامه یافته و این نشان از قدرت تحلیل مردمشناسانه ی آقای کارگردان و زیرکی وی در شناخت ذائقه ی مخاطبانش دارد. شاید بتوان داستان غیرپیچیده، آشنا و ملموس بودن فرازهایی از فیلم برای مخاطب، مانند کفریات افسانه و طنزهای جدی که هر از چندی بیننده با آن ها می خندد را از علل عمده ی موفقیت رسوایی در جذب مخاطب و همراه داشتن او با خود دانست.

·         همراهی بینندگان با جریان فیلم که افزایش میزان سکوت جو سالن، همراه با گذشت زمان از آغاز فیلم، گواه آنست، نشان از درگیر شدن مخاطبان با فیلم و استغراق ایشان در مسیر داستان دارد؛ اتفاقی که در جهت هدف کارگردان رقم می خورد؛ حال یا بلندا و لطافت عرفان حاج یوسف آن ها را همراه ساخته باشد یا تنفر از پلشتیِ نفاق حاجی مزوّر و یا هر مؤلفه ی دیگری.

·         عرفان اسلامی، سیر در عالم حقیقت و طریقت بدون پایبندی به اصول شریعت را ناممکن می داند؛ حال حشر و نشر و صرف شام با دختری که از ظاهری موجه برخوردار نیست، بر روی یک سفره از سوی حاج یوسف- عارف تمام عیار-، در منزلی که شخص دیگری حاضر نیست، چگونه قابل تفسیرست را باید از کارگردان پرسید که شاید وی توجیهی شرعی ارائه نماید. به هرصورت از حاج یوسفی که در مقابل درخواست افسانه ( با بازی الناز شاکردوست) و دوستانش مبنی بر همراهی با آنان در رفتن به مهمانی، زمان می خواهد تا به منزل رفته و ابا و عمامه را از تن دربیاورد تا آنان را با لباس مقدس همراهی نکند، انتظار می رود نسبت به جزئیات شریعت تقید بیشتری داشته باشد.

·         شاید دشواری کارِ کارگردانی که روایت حوادث ماورایی را در گونه ای متجانس با آن برگزیده، بسیار کمتر از هم سلکش که گونه ی واقع گرایانه را انتخاب نموده، باشد؛ چرا که باورپذیری و استغراق مخاطبی که در پیشینه ی ذهنی خود قواعد فیلمی با مختصات ماورایی را پذیرفته، بسیار بیشتر از بیننده ای است که آمده تا فیلمی در گونه ی واقع گرایانه را مشاهده نماید. باورهای مذهبیِ مخاطب نیز در قبول پیشامدهای ماورایی معطوف به آموزه های دینی، مؤثرست. به طور مثال عدم اعتقاد بیننده به گزاره های عرفان دینی، باورِ باخبر بودن حاج یوسف از پنهان را با مشکل مواجه می سازد.

در این خصوص شایان اشاره است که مسأله ی ورود اتفاقاتی که با اعتقاد به گزاره های دینی قابل پذیرشند به چارچوب سینما، مقوله ایست که قابلیت دستمایه شدن برای یک پرونده ی پژوهشی را داراست.

·         انتزاع شخصیت ها و داستان ها به نفع هدفی که کارگردان دنبال می کند ( به ویژه با توجه به جدی بودن داستان ) به نشست منطقی فیلم در ذهن بیننده، ضربه وارد می کند. شناخته نشدن حاج یوسف توسط احدی، در بازاری که شبانه در آن کار می کند( در عین شهره بودن وی در محل و اکناف) یا روی گردانی عمومی از حاج یوسف به منوالی که جز میرزا، همه ی اهل محل و مسجد، حتی از پاسخ به سلام وی هم خودداری نموده اند (در حالی که مطمئناً می باید عده ای از موضوع سی دی بی خبر بوده و برخی نیز حداقل با کراهت و سرسنگینی، جواب سلام وی را بدهند). یا تفاوت محل کار حاجی ( با بازی محمدرضا شریفی نیا) که به تناسبِ نیازِ داستان تغییر می کند و سکانسی ، دفترتجاری و سکانس هایی هم  حجره ی فرش فروشی بازار، محل کارش می شود، همگی از شواهد این ادعایند.

·         این پرسش که آیا گره خوردن دلبری های ملوّن دختری خیابانی و به دام انداختن مردان هیز، با دلبری های عارفانه ی شیخی سالک، قابل جمع در چاچوبی به نام فیلم بوده و آیا درآوردن پیام بلند اخلاقی و عرفانی از دل داستان شراره گری های فتانه ای به نام افسانه، شدنی است؟ در چگونگی موازنه ی این دو و تحلیل برآیند دو خط سیر ( که کدامیک در خدمت دیگری واقع شده است)، پاسخ خود را می یابد.


·         تأکید بر گناهکار اما فاسق نبودن افسانه، استفاده از آهنگ " نون ودلقک " به عنوان پس زمینه ی سکانس گشت و جولان وی در بازار ( که کنایه به ناچاری وی از ارتکاب رفتارهایی آنچنانی دارد)، جذاب درآمدن نقش او در صحنه هایی که از میدان متلک پرانی با مردان، برنده بیرون آمده و تلکه آن ها، پیروزی اش را مضاعف می کند و مواردی از این دست، مقبول درآمدن شخصیت افسانه و توجیه رفتارهایش را یاری رسانده و ناصواب بودن آن ها را کم رنگ می نمایاند.

از طرفی برخی اطوار و اشارات و به اصطلاح جلف بازی های افسانه به عنوان دختری خیابانی در عین کمک به واقعی تر شدن نقش، با چارچوب و حریم فرهنگمان همخوانی ندارد.

·         جمله ی افسانه در سکانس سنگ باران منزلش، خطاب به جماعت سنگ به دست، مبنی بر قابلیت سی دی شدن رسوایی هریک از ایشان، اشاره ی لطیفی است به ستاریت ذات اقدس الله و تأمل برانگیز برای ما مخاطبانی که سرگرمیمان به ضعف های سایرین، غفلت های خویشتن و محاسبه ی نفس را از یادمان برده است.

·         نقش حاجی ( با بازی شریفی نیا ) که ظاهراً اسلام مرفهین بی درد و رفاه و تجمل را نمایندگی می کند، نیاز به شخصیت پردازی بیشتری دارد؛ چه این که گویی حاجی گیرینف اخراجی های 1 تا 3 با اندکی تغییر غیرجدی، با نام حاجی، دوباره در رسوایی تکرار می شود.

·         کارگردان علاوه بر بچه مذهبی ها، آن هایی که به مسائل دینی کم توجهند را مخاطب هدف خود اعتبار می نماید؛ حال اگر این دسته با مشاهده ی فیلم، مجذوب زیبایی های عرفان و پیامدهای خواستنی و قشنگ عبور از رنگارنگ دنیا شوند، مطمئناً مرادی از جرگه ی حاج یوسف را طلب می نمایند و شاید در عالم واقع، نه تنها هم ترازی از حاج یوسف محبوبشان را نیابند که حتی الگویی نزدیک به او نیز دست نیافتنی باشد. اگر چنین شود که برای این دسته، از فیلم تنها افسانه ای می ماند.

در مجموع می توان جلوه هایی متعدد از نمادهای اسلامی از اذان ابتدای فیلم، مسجد، منبر و وعظ، تا حسنِ مؤثرِ مطلق دانستن خالق و قبح نفاق و از همه مهم تر پرداختن به جلوه های صفات ذات اقدس الهی که بسیار دلنشین درآمده اند تا اذان انتهایی، به همراه پرداختِ نسبتِ اتفاقاتِ فیلم با مقولاتی چون عدالت، شرافت و انصاف را نشانه هایی از دغدغه مندی کارگردان، نسبت به تحقق پیام مذکور حضرت امام (ره) دانست که البته ضعف هایی نیز در ابدال ایده ی نشأت گرفته از دغدغه مذکور به اثری با نام "فیلم رسوایی" تصور می شود ( که به بخشی از آن اشاره شده است.)

شاید بتوان "تأثیرگذاری" را مهم ترین صفت فیلم آقای ده نمکی برشمرد و در یک عبارت آن را "فرصتی برای تأمل درباره ی رسوایی هایمان" توصیف نمود.

 

نویسنده: سید علی اصغر محبوبی
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۲۳

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ

 

 

نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ   

آیه 21- سوره حشر

 

 

 

اگر این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم حتما آن را از ترس خدا ذلیل و متواضع و شکافته می دیدی. و این مثال ها را برای مردم می زنیم شاید بیندیشند. (ترجمه آیت الله مشکینی)

 

 

 

اندیشه... در احوالات خودمان.... اولین احساسی بود که بعد از دیدن "رسوایی" به من دست داد! "رسوایی" یک فیلم منسجم نبود! روایت داستانی قوی هم نداشت! اما حرف های زیادی برای گفتن داشت... ولی حیف که مسعود ده نمکی هنوز معلومات کافی برای روایت اثر را ندارد، بنده خدا خودش هم میگوید، و در خبر ها شنیدم که گویا از حاتمی کیا هم کمک گرفته تا بتواند بر اساس ساختار، متن بنویسد.(راست و دروغش پای خودشون! )

ولی درکل با فیلم برداری اش؛ با خیلی چیز های تکنیکی اش مشکل دارم.... اما میخواهم بر تمامی آنها چشم ببندم!! دوست دارم حالا که کسی به مسائلی قابل تأمل در این سینما پرداخته و از سینما (به عنوان یک وسیله که مأموریت انتقال پیام را دارد) درست استفاده کرده، به حرفش گوش دهم...

خوشحالم که بالاخره کسی به فکر بیان این مسائل افتاد... البته در این مورد و در این مدیوم فقط از عهده ی شخصی چون ده نمکی بر می آمد!! همانطور که خودش در نشست خبری فیلمش در برج میلاد در پاسخ به کسانی که مدعی شدند وی به راحتی برای هر فیلمی می تواند مجوز ساخت بگیرد  گفت: "ساخت این فیلم ها مجوز نمی خواهد به قولی جگر می خواهد"!

 

 

ده نمکی شاید نتواند منتقدان را راضی نگه دارد، شاید به قول عده ای حرفش را توی صورت بیننده، مستقیم پرتاب بکند و نتواند حرفش را در لفافه بیان کند «تا تماشاگر را با لذت کشف و همزاد پنداری در فیلمش همراه سازد»!!!؛ اما این دلیلی نمیشود که او حرفش را نزند...

 

 

همین که او توانسته جوانی را که به قیافه اش هم نمی خورد خوشش بیاید از کنار یک «مُلا» رد بشود(!) و وقتیکه اول فیلم با آیه قرآن، شروع میشود میگوید: «اَوو»، جوری تا پای فیلم بکشاند که در انتهای فیلم میخکوب شده و جیک نمی زند؛ یعنی او کارش را انجام داده...

 

 

حالا شما بروید فریاد بزنید فیلم باید حتماً درچارچوب تعریف شده ساخته شود! بگویید فیلم ضعیف است، مگر ما از یک فیلم چه میخواهیم...

 

 

فیلمی که از دل برخیزد، بر دل هم مینشیند.

 

 

این بخش از نامه ی حاج صادق آهنگران خطاب به ده نمکیست (بعد دیدن فیلم آن را در اینترنت دیدم) که واضح و زیبا میگوید: " ...خاطرم هست در دوران هشت سال دفاع مقدس برخی عزیزان با مراجعه به من نسبت به اشعاری که می‌خواندم که عمدتا توسط استاد حبیب‌الله معلمی سروده می‌شد، نقد داشتند.

 

 

معتقد بودند اشعار فاقد مؤلفه‌های جدی هنری است آنها پیشنهاد می‌کردند به جای این اشعار ساده از اشعار شعرایی که از نظر قوت شعر در سطح بالا باشند بخوانم تا مثلاً فخامت و صناعات و بدایع شعر در خوانده‌هایم بیشتر نمایان شود. شاید از نظر اصول ادبی حرف آنها درست هم بود.

 

 

اما شاعر اشعار من حبیب الله معلمی یک کشاورز ساده‌ای در اهواز بود و زبان شعر او همچون رسم و پیشه‌اش یک زبان ساده و همه فهم و بدور از صناعات پیچیده ادبی داشت و این بیان با ذهن و دل مخاطبی که بعضا از دور افتاده‌ترین روستاها و از پایین‌ترین اقشار به جبهه آمده بود سخت نزدیک و آمیخته و قابل‌پذیرش بود و به سرعت مفهوم و منظور شاعر و خواننده به مخاطب القا می‌شد..."

 

 

بله آقای ده نمکی؛

 

 

فیلمت پیچیده نبود، میشد خیلی از جاهای آن را حدس زد، اما به دل من که نشست...

 

 

وبخاطر همین است که از همه ی مشکلات "رسوایی" چشم پوشی میکنم و از سازنده اش تشکر...

 

 

این متن، یک نقد نیست، که یک تشکر است!

 

 

یک تشکر، از طرف یک مخاطب معمولی! که خیلی وقت بود تعریفش از سینما عوض شده بود! که خیلی وقت بود فکر میکرد باید حتما فیلمی ببیند که بر اساس معیارها ساخته شده باشد! نحوه ی روایت داستان در آن به بهترین نحو و با انواع چالشها باشد تا به او مزه کند! فکر میکرد حتماً نماها باید براساس قواعدی که وجود دارد تنظیم شود تا فیلم بشود فیلم! تا همه منتقدین از آن تمجید و تعریف کنند... داشت یادش میرفت که اصلاً سینما برای چه بوجود آمده... و متاسفانه امروزه دارند چگونه از آن استفاده میکنند ویا حتی چگونه آن را بررسی میکنند...

 

 

آقای ده نمکی؛ از نظر من شما پیشرفت کردید، و این خوب است! انشاالله در فیلم بعد، کاری کنید که نیاز به چشم پوشی نداشته باشد!

 

 

دوست دارم آخر متن رو هم با آیه ای به پایان ببرم که هر وقت حاج آقای رسوایی رو میبینم به یادش میفتم؛ امیدوارم کمکون کنه در پیدا کردن راه:

 

 

 

 

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً ...

 

 

سوره مائده آیه 32

 

 

 

 

... هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد (یا از اسلام به کفر درآورد) چنان است که گویی همه مردم را کشته (و گمراه ساخته و در جهنمی مخصوص قاتلان بی گناهان خواهد بود) ، و هر کس انسانی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد) گویی همه مردم را زنده کرده (و هدایت نموده) است... (ترجمه آیت الله مشکینی)

 

 

صدق الله العلی العظیم

 

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۰۴