آینه جادو

آینه جادو
در آینه رسانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است



درباره «رسانه‌»، رأی‌ها و نظریه‌های زیادی مطرح شده است، از بحث درباره ماهیت رسانه گرفته تا سیاست‌گذاری رسانه و تا تکنیک‌های تأثیرگذاری رسانه‌ای و مهار‌ت‌های رسانه‌ای؛ اما عمده آراء مربوط به اندیشمندانی است که مشغول به مطالعه و تأمل درباره رسانه هستند و کمتر در حوزه‌های عملی رسانه فعالیت می‌کنند.

«نادر طالب زاده» از معدود اندیشمندان حوزه رسانه است، که فعالیت‌های زیادی در کار رسانه‌ای نیز دارد. از این جهت مطالعه این اثر می‌توانند زاویه دید متفاوتی نسبت به رسانه‌ ایجاد کند.

مارشال مک لوهان نظریه‌پرداز رسانه گفته بود: رسانه همان پیام است. این سخن که رأئی درباره ماهیت رسانه است، سوء تفاهمی برای برخی از اهل نظر پیش آورده است که ماهیت رسانه اجازه انعکاس هر پیامی را نخواهد داد و پیام‌های متنوع را تنها با صورتی که متناسب با ماهیت رسانه است، ارائه خواهد کرد. بحث درباره ماهیت رسانه را نباید با سیاستگذاری در حوزه رسانه اشتباه کرد و به بهانه «رسانه همان پیام است» از حوزه مهم و استراتژیک سیاست‌گذاری رسانه غفلت کرد. همچنان که در امپراطوری غرب نیز میان این دو تفکیک قائلند.

اگر غرب رسانه‌ای تنها نظر به ماهیت رسانه داشت نمی‌بایست در پخش اخبار انقلاب اسلامی و سخنان رهبر انقلاب حساس باشند و سانسور زیاد اعمال کنند:

«اتفاقاً اگر رسانه و ابزارهای تکنیکی آن ذاتاً برآمده از قدرت صاحبان و سازندگان آن نبود، رسانه‌های غربی این قدر در پوشش اخبار ایران حساسیت به خرج نمی‌دادند و مخالف انتشار پیام انقلاب نبودند. پس محتوای رسانه‌‌ای برایشان مهم است و یک امر خنثی نیست. شما ببینید که آنها چقدر در انتشار سخنان رهبر معظم انقلاب حساسیت دارند و آن را پوشش نمی‌دهند، چون می‌دانند که کلام حق و محتوای حقیقی می‌تواند تأثیر زیادی بر افکار عمومی گذاشته و به ضرر آنها تمام شود.»

شاید برخی در هنگام خواندن این عبارت بگویند که این نوعی توهم توطئه است اما به راستی توهم توطئه چیست؟ طالب‌زاده می‌گوید: «توهم توطئه» طرحی است از دنیل پایپس. پایپس نویسنده آمریکایی و حامی رژیم اسرائیل و عضو شورای امنیت ملی آمریکا است که از سرسخت‌ترین مدافعان مبارزه با گروهای اسلامی محسوب می‌شود. توطئه‌اندیشی چماقی‌ست که صهیونیست‌‌ها تراشیده‌اند و به دست اهل رسانه‌ی‌ مطیع‌شان داده‌اند تا آدم‌های واقع‌بین را مرعوب کنند و نتوانند وارد قُرُق آنها شوند.

سخن بسیار است و مجالی برای طرح همه آنها دراین معرفی مختصر نیست. گذرا مروری می‌کنیم بر فصول کتاب «راز رسانه»؛ مجموعه گفتارها و گفتگوهای نادر طالب زاده است که به همت «یاسر عسگری» و از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و دفتر نشر معارف منتشر شده است.

کتاب دارای چهار فصل است، فصل نخست زندگی‌نامه و فعالیت‌های نادر طالب زاده را بررسی می‌کند. فصل دوم با عنوان رسانه و سیاست، به بحث‌های مهمی همچون، «نسبت هنر و ایدئولوژی»، «تصویر انقلاب اسلامی در رسانه‌های غربی»، «مبارزه با تحقیر رسانه‌‌ای غرب»، «سیاستگذاری در حوزه رسانه»، «جنگ نرم و استراتژی رسانه‌های داخلی» و «رسانه، فقط پیام نیست»؛ می‌پردازد.

در فصل سوم به نگاه شهید سیدمرتضی آوینی درباره مستند رسانه و سینما پرداخته می‌شود. اطلاع از این که شهید آوینی گفته بود: «طالب‌زاده دیده‌بان انقلاب است» این کتاب و خصوصاً این فصل را خواندنی‌تر خواهد کرد.

موضوع فصل چهارم نیز نسبت فرم و محتوا در برنامه تلویزیونی «راز» است.


متن بالا از بخش پیشنهاد کتاب، در سایت «پاتوق کتاب» است که فقط ویرایش های کوچکی روی آن صورت گرفته!

لینک صفحه اصلی متن

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۲ ، ۱۵:۳۹

به نام خدا 

این مطلب، بازبینی شده و تغییرداده شده ی مطلب "آیا تفکر در باب ماهیت سینما کار خوبیست!؟" است.


چند روز پیش بود که داشتیم از دانشگاه با دوتن از دوستان، پیاده به خانه می رفتیم. یادم نمیاد بحث از کجا شروع شد، ولی دیدیم یه دفعه سر درآوردیم از ماهیت سینما! موضوعی که شاید هیچکدومـمون درموردش فکر نکرده بودیم. ماهیت سینما !

چرا فکر نکرده بودیم؟ نمیدونم. شاید چون نیازی نمی بینیم، شاید چون به نظر ما ارزشی نداره که وقت خودمون رو بذاریم در مورد این چیزا فکر کنیم؛ شاید چون به قول یکی از دوستان:"فیلمو باید دید دیگه! مگه باید کار دیگه ای هم کرد....؟!"

نمی دونم نظر شما چیه ولی سینما و رسانه چیزی نیست که از زندگی ما جدا باشه. روزانه خبرها، اتفاقات و حوادث مهمی به وقوع می پیونده که توسط رسانه ها بازتاب داده میشه و خیلی هاش که به تاریخ پیوسته یا حتی در حال اتفاق افتادنه، بوسیله سینما مصور میشه. خیلی از مردم ما هم اونها رو می بینن، چه از طریق سینما، چه از طریق صدا و سیمای محترم (که تقریباً پخش فیلم های سینماییش از لحاظ زمان پخش، با اکران فیلم های روز دنیا در اونور آب، داره همزمان میشه!)

پس نمیشه سینما رو جزئی جدا از جامعه دونست که تاثیر خودش رو به میزانی که منِ مخاطب اراده می کنم روم میگذاره.

« سینما، خواه ناخواه به عضو لاینفک جامعه تبدیل شده و بشدت تأثیرگذاره»

تازه موضوع اونقدر دردآورتر میشه که اگه از خیلی از جوون های امروزه که خودم هم یکیشونم- درمورد الگو و موفق ترین شخصی که میشناسن، بپرسین، بعد از کلی طفره رفتن میگن که الگومون فلان خواننده یا بهمان اکتورِخارجیه!!!

بزرگی که البته اروپا دیده هم بود!- می گفت: پدیده ی سینما، تلویزیون، رادیو، روزنامه و... از غرب اومده و براساس نیاز و اهداف اونها ساخته شده یعنی تبلیغات! ساخته شده تا ذائقه ی مخاطبینش رو در راستای هدفی که مالکان رسانه یعنی سرمایه داران- دارن، شکل بده؛ ساختاری که به احساس نیاز کاذب به «محصولات تولیدی[1]» اونها منتهی بشه. (صبر کنید؛ نمیخوام بگم کلاً رسانه بَده و نباید بهش توجه کرد!)

حرفِ من اینه؛ فعلاً نمی تونیم بگیم سینما نرید، نمی تونیم بگیم تلویزیون نبینید، روزنامه نخوانید، اما عقلِ سلیم حکم می کنه درمورد چیزی که داره متأسفانه فرهنگ ما رو نشونه میگیره، داره اعتقادات دینی ما رو هدف قرار میده و داره یک سری دروغ ها رو در شکل نصیحت دلسوزانه به خوردِ مغزِ نسلِ جوان و بلکه نسل مُسن ترِ ما میده، بیشتر فکر کنیم و بیشتر تحقیق کنیم.

این خطره! اگر انسان از این خطر آگاهی نداشته باشه، درمورد اون فکر نکرده باشه، قطعاً تحت تاثیرش قرار میگیره (البته کاملاً وارده که هنرمندان ما در این عرصه هم کم کاری کردن.)

« سینمای مطلوب اسلام به مردم معرفی نشده»

اصلاً برای آن قاعده ای نداریم که باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ حدود آن تا چه حد است؟ اما کم کاری از طرف ما هم به عنوان بیننده-  قابل چشم پوشی نیست.

این ها رو گفتم که بگم ریشه ی بسیاری از آفات جامعه ی ما (و به جرأت جوامع دیگر) همین سینمایی هست که امروزه، غرب از آن برای بیان مقاصدش بهره می بره. به شکلی که برام بسیار جالب بود وقتی دیدم شهید آوینی هم به شدت از این رویکردی که سینما بخصوص از نوع هالیوودیش نسبت به مخاطب داره نگرانه.

ایشون معتقده سینما به عمد، طی سالها تلاش خودش ذائقه مخاطب رو تغییر داده، تا حدی که دیگر این مخاطب حتی پذیرش هیچ تغییری رو نداره و نمی پذیره که شاهد هیچ رویکرد جدیدی در فیلم باشه.

" ذائقه‌ی تماشاگران سینما را نیز در طول این صد سال به مزه‌هایی پرفریب عادت داده‌اند و تماشاگر از همان آغاز به قصد تفنن و با نیت استغراق در لذت‌های کودکانه و «سانتیمانتال[2]» به سینما می‌آید، با عینکی که هالیوود بر چشم او نهاده است. و اگر با پاکتی تخمه ژاپنی نیاید، حتماً می‌آید تا برای ساعاتی چند خود را و مشکلات واقعی خود را در یک «خواب و خیال تجسم ‌یافته» فراموش کند. مخاطب امروزی سینما عادت کرده است تا از طریق نشانه‌هایی شناخته‌شده، خود را تسلیم لذایذ سطحی و زودگذری کند که سینما در اختیار او می‌گذارد و اگر خدای‌ناکرده آن نشانه‌های متعارف را در فیلمی پیدا نکند، قهر خواهد کرد و به فیلم دیگری خواهد رفت که در آن، دامی لذت‌بخش و مسحورکننده برای غفلت او پهن شده[3]... "

حالا باز هم فکر می کنین نباید درمورد ماهیت این موجود عجیب، بیشتر تفکر و تأمل و تحقیق کنیم؟ آیا هنوز هم بی تفاوت بودن در این عرصه، با توجه به تأثیرگذاری آن، جایز هست؟ کی باید تصمیم بگیریم تا در حقّ خود استوار شویم؟ حال آنکه آنان سالهاست در باطل خود راسخند.



[1]  البته نه فقط محصولات مادی بلکه محصولات فرهنگی هم!

[2]  احساساتی‌گری

[3]  بخشی از مقاله "فرزندان انقلاب در برابر عرصه های تجربه نشده سینما" سید مرتضی آوینی


اگه نظری درمورد نظرات مطرح شده در این نوشته دارید لطفاً مشارکت کنید و نظراتتون رو بنویسید تا از اونها استفاده کنم (به شخصه)، چون میدونم نظراتم به علت مطالعات کم خودم خیلی ناقصن؛ لطفاً کاملشون کنید. ممنون؛ موفق باشید.


نویسنده: امیرحسین دهزاد

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۰:۲۷

به نام خالق هستی

اسکار امسال نشان داد که آمریکا به آخر خط رسیده....


سینما از سالها پیش توسط اروپایی ها ابداع شد ودرطول این چند سال به تکامل رسیده، اما پتانسیلی که یک فیلم برای القای مفاهیم و کسب درآمد دارد، استفاده از این ابزار
  را در بین نسل امروز متداول کرده؛ بطوریکه کتاب و امثال آن، اثر گذاریش درمقابل سینما مانند قطره ای در مقابل دریا قلمداد می شود وسینما یعنی با یک تیر دو و یا حتی چند نشان را زدن!

حالا شما خیل عظیم تبلیغاتی که کمپانی های غربی (بخاطر رسانه ی قدرتمندشان) پیرامون یک فیلم میکنند را به آن اضافه کنید که با جوسازی علیه یا به نفع یک فیلم در دیده شدن آن فیلم در بین مردم دنیا تاثیر قابل توجهی میگذارند. سر اتفاقی که برای فیلم "بچه های آسمان" مجیدی افتاد...

هالیوود درطول این چند دهه فیلمهای زیادی دررابطه با ایران ساخته که بررسی آنها خارج از حوصله ی این متن است اما چیزی که مهم است، تفاوت لحن در بیان این فیلمها نسبت به گذشته است.اگر درگذشته فیلم هایی چون "300" و "بدون دخترم هرگز" آشکارا با ایرانی ستیز میکردند، ایرانی ها را مخالف آزای بیان و موجوداتی بی فکر و شهوتران نشان می دادند، امروز اینگونه نیست. هالیوود وارد بازی کثیف تری شده. دوستان عزیز، تا جایی که من در یاد دارم آمریکا برای اهدای جایزه یا معرفی یک فیلم از سیاستمداران خودش مایه نگذاشته!(یا کمتر این کار را کرده) بله، بحث من در مورد "آرگو" اثر بن افلک است! شما تصویر ایرانی در این فیلم را ببینید! (از ایرانیان عذرخواهی میکنم) اما ایرانی در این فیلم مانند یک موجود بی فکر است که فقط با آمریکایی عناد میکند. دقیقا ایرانی میشود موجودات فضاییِ دشمن بشری که در"فیلمنامه آرگو" وجود دارد. (ارجاع به آخرین پلان فیلم)؛ میشود دشمن بشریت!(حالا با یک نماد)؛ که این آمریکاییِ منجی (تونی مندز، جاسوس سیا)، می آید نجات دهنده بشر(6 گروگان آمریکایی) باشد! ببینید مفهوم همان است اما لحن عوض شده!

قضایایی تاریخی که اول فیلم بیان میشود به نظر می آید که صحیح است و بیننده فکر میکند با فیلم تاریخی مبتنی بر واقعیت طرف است اما تا آخر فیلم جوری روی مغز بیننده کار میشود که حق را به آمریکایی ها میدهد؛ نه اینکه بعد از این همه چپاول و دخالت آشکار در امور داخلی ایران و سعی در اجرا کودتا و... متهم بشوند. درضمن، فیلم آنقدر ضعف طراحی صحنه و پردازش به شخصیت ها و ضعف در فیلمنامه دارد، آنقدر گاف دارد که از ارزش کارگردانی آن میکاهد و آن را تا اثری متوسط پایین می آورد.

اینها نظر شخصی است اما نگاه کنید به نامزدهای دیگر، فیلم بزرگی چون "لینکلن" اثر تاریخی اسپیلبرگ که درمورد رییس جمهور اسبق آمریکاست و علی الظاهر یک بیان کم نقص و دراماتیک از برهه ای از زندگی این رییس جمهور و مبارزه ی او با برده داریست، کمتر مورد توجه قرار گرفته، چون نیاز امروز آمریکا چیز دیگری است! فیلم "سی دقیقه بامداد" کاترین بیگلو که درمورد تروریست و اسامه بن لادن است زمینه ی زیادی برای دیده شدن داشت، همانطور که اثر دیگر او (محفظه رنج) درسال 2009 جایزه اسکار را از آواتارِ سه بعدی برد! بله نیاز 3 سال پیش آمریکا چیز دیگری بود و امسال چیزی دیگر!  حتی بسیاری از  منتقدان مطرح خارجی و داخلی هم  این قضیه را قبول دارند که آرگو "بهترین" فیلم امسال نبود!!

به نظر شخصی من از 3 جایزه ای  که به این فیلم دادند (بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین)؛ تنها تدوین حق این فیلم بود که تعلیق خوبی برای آن ایجاد کرده بود. اما بهترین فیلمنامه "اقتباسی" به نظر بسیار عامدانه می آمد. چرا که برای جایزه فیلمنامه دو بخش درنظر گرفته اند: ارژینال و اقتباسی؛ و دادن جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی به آرگو یعنی تایید آنکه این فیلم اقتباس درست و قابل قبولی و همچنین هنری، از کتاب منبع کرده! (که بازگوکننده وقایع سفارتخانه آمریکا بوده)

جهت اطلاعات بیشتر به سایتهای زیر مراجعه کنید و نظر منتقدین خارجی و داخلی و تعداد جوایزی که به دو فیلم "سی دقیقه بامداد"و "آرگو"  دادند را با هم مقایسه کنید:

http://www.homandavoodi.com/?p=1615
و...
ااینکه میگویم: "آرگو" اثر بن افلک را دراسکار امسال خوش درخشاندند!!!  بخاطر اینست که آمریکا از همه ی توان رسانه ای ، هنری وسیاسی خود برای نشان دادن روایتش از این ماجرا استفاده کرده؛ جوایز گلدن گلوب ، بفتا، اسکار و چندین مراسم دیگر از طرفی و از طرف دیگر استفاده از همسر رییس جمهوری آمریکا برای اهدای جایزه ای که از قبل انتظارش را میرفت برای حمایت از آرگو به آن داده شود نشانگر اینست که آمریکا نتوانسته ایران را متوقف کند، از هر وسیله ای شده، حتی از حیثیت ریاست جمهوریش (که بالاترین مقام آمریکاست) مایه گذاشته تا جریانی دیگر علیه ایران و ایرانی راه بیاندازد....

از این دست اتفاقها خیلی افتاده، ما ناراحت نیستیم از اینکه ما را انسانهای وحشی و قاتل نشان بدهند چون این اولین بارشان نیست، مهم اینست که ما هم کم کاری نکنیم و در اینکه برحق هستیم درست و محکم پافشاری کنیم، همانطور که اینها در ناحق خود راسخند و پافشاری میکنند چرا که : "اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً"...

نویسنده: امیرحسین دهزاد

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۲ ، ۰۳:۳۳