آینه جادو

آینه جادو
در آینه رسانه

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سینما» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


سایت «KHAMENEI.IR» به مناسبت نزدیک شدن به ایام جشنواره فجر، کلیپ صوتی به محوریت سخنان مقام معظم رهبری درخصوص شاخصه های هنر دینی منتشر کرده است که ما هم آن را بازنشر می کنیم.

فایل صوتی و بخشی از متنِ پیاده شده در همین صفحه...

امیدواریم به خوبی از آن استفاده کنید...


دریافت فایل شاخصه های هنر دینی در کلام رهبری

با کیفیت بالا- حجم: 8/5 Mb


بخشی از متن این کلیپ:

*     نکته دیگرى که آن را یادداشت کرده‌ام و در بیانات آقایان هم مطرح شده بود، بحث هنر دینى است. من مى‌خواهم این را عرض کنم که هنر دینى به‌هیچ‌وجه به معناى قشریگرى و تظاهر ریاکارانه‌ى دینى نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى‌آید. اى بسا هنرى صددرصد دینى باشد، اما در آن از واژگان عرفى و غیردینى استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینى آن است که حتماً یک داستان دینى را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینى - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینى آن است که بتواند معارفى را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهاى پاکى در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینى است. اینها حقایقى است که همه پیامبران الهى براى آوردن آنها به میان زندگى بشر، بارهاى سنگینى را تحمّل کردند. نمى‌شود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهاى زبده‌ترین انسانهاى عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بى‌تفاوت بگذریم. هنر دینى این معارف را منتشر مى‌کند؛ هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى‌کند؛ ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه‌اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد؛ نه. شما مى‌توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده‌اید.


آن چیزى که در هنر دینى به‌شدّت مورد توجّه است، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویّت انسان و جامعه قرار نگیرد. جامعه ما بعد از پیروزى انقلاب اسلامى احساس هویّت کرد؛ یعنى شخصیت خودش را باز یافت. ما به عنوان جزء نودونهم در امواج حرکات جهانى، غرق و گم بودیم. انقلاب ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت که یک ملت مى‌تواند در اساسى‌ترین مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به این‌که قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مى‌خواهند، ابراز کند و پاى آن بایستد. ارزش یک ملت در جامعه بین‌الملل به این چیزهاست، نه به دنباله‌روى کورکورانه؛ آن هم نه از چیزهاى خوب، بلکه از نقاط منفى. براى یک ملت، بله‌قربانگوى دولتهاى گردن کلفت‌تر و قویتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به برکت اسلام به ما رسید. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران در صحنه جهانى به عنوان یک ملت شجاع که در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده‌اند، مطرحند. درعین‌حال ما بیاییم با کمک هنر خود، دائماً از کنار این معنا بساییم، یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته کنیم. این درست است؟ هنر نباید در این جهت قرار گیرد.

بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - ۱۳۸۰/۰۵/۰۱

 

*     اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى‌برد. من این را مى‌خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان‌طور که دوستان گفتند، هیچ‌کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده‌اید؛ اما حالا که وارد شده‌اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى‌توانید خیلى اثر بگذارید. ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده‌ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى‌شود - خطاب مى‌کنم و مى‌گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى‌برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى‌کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى‌اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى‌خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى‌شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!

بیانات بیانات در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ - ۱۳۸۵/۰۳/۲۳

 

*    هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‌تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‌کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى‌تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن‌جایى که مى‌تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى‌کند و نمى‌گذارد که احساس تنبلى و تن‌آسایى، او را از کار باز بدارد - به دست نمى‌آید.

علاوه بر این، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه مى‌خواهیم ارائه بدهیم؟ اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمى‌شود هر چیزى را به مخاطب داد، فقط به صرف این‌که او نشسته و به حرفهاى ما گوش مى‌دهد. باید ببینیم به او چه مى‌خواهیم بدهیم. البته بحث این‌که ما وارد کدام دسته‌بندىِ سیاسى بشویم یا نشویم - این حرفهایى که بعضى از دوستان مى‌زنند - مسائلى است که شما باید از اینها عبور کرده باشید. اینها محلِ‌ّ کلام نیست؛ محلِ‌ّ کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبى را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنرى، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً این‌گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقى نیست. اگر از من سؤال کنند، من مى‌گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند. باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالى‌بخش و پیشبرنده و فضیلت‌ساز پُر کرد و انباشت. آن چیزى که دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمینه مسائل هنرى است، این است که ما به بهانه آزادى تخیّل یا آزادى هنرى، فضیلت‌سوزى و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.

 

هنرمند باید خود را به حقیقتى متعهّد بداند. آن حقیقت چیست؟ این‌که هنرمند در چه سطحى از اندیشه قرار دارد تا بتواند همه و یا بخشى از آن حقیقت را ببیند و بشناسد، بحث دیگرى است. البته هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانى بالاتر باشد، مى‌تواند به آن درک ظریف هنرى کیفیّت بیشترى بدهد. حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى‌آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد. باید متّکا یا نقطه عزیمت و خاستگاهى از اندیشه والا، این درک هنرى و سپس تبیین هنرى را پشتیبانى کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقّع هم نیست که چنین باشند. این در مورد همه‌ى رشته‌هاى هنرى صادق است. شما از معمارى بگیرید تا نقاشى و طرّاحى و مجسمه‌سازى و تا کارهاى سینما و تئاتر و شعر و موسیقى و بقیه رشته‌هاى هنرى؛ همین معنا در آنها وجود دارد. یک وقت شما معمارى را مى‌بینید که اندیشه‌اى دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بى‌هویّت است و متّکى به فکرى نیست. اینها اگر بخواهند بنایى را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحى مى‌کنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این‌طورى بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به‌کلّى متفاوت خواهد بود. به‌هرحال این تعهّد، لازم است.

 

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است و ما باید به آن اقرار کنیم. نمى‌توان رها و یله و بى‌هوا و با انگیزه‌هاى روزبه‌روز و احیاناً پایین و پست یا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى که در هنرمند وجود دارد - هنرمند بهجت ویژه‌اى دارد که با شادیهاى معمولى فرق دارد و در غیرهنرمند اصلاً دیده نمى‌شود - در صورتى حقیقتاً به وجود خواهد آمد که بداند دنبال چه چیزى مى‌رود و چه کار مى‌خواهد بکند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضایت و بهجت کند که آن کار را انجام مى‌دهد. در این صورت باید اخلاق انسانى، فضیلتها و معارف والاى دینى و الهى مورد توجّه باشند.

بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - ۱۳۸۰/۰۵/۰۱


شما می توانید همه ی فایل های صوتی و تصویری موجود در بلاگ سینمایی آینه جادو را در سربرگ «صدا، تصویر، حرکت...» پیدا کنید.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۰

بسم الله الرحمن الرحیم


«توصیه به استفاده از هنر سینما جهت ترویج ادبیات دفاع مقدس» از پرتکرارترین توصیه‌های رهبر انقلاب در حوزه‌ی سینماست.

کلیپ صوتی «نوبت سینما» پیرامون همین موضوع است که به مناسبت ایام برگزاری جشنواره عمار و جشنواره فیلم فجر منتشر شده است و به بازخوانی بیانات رهبر انقلاب درباره لزوم استفاده از هنر برای روایت دستاوردهای دوران دفاع مقدس می‌پردازد.


فایل صوتی نوبت سینما

با کیفیت بالا- حجم: 8/6 Mb


برگرفته از سایت «KHAMENEI.IR»

شما می توانید همه ی فایل های صوتی و تصویری موجود در بلاگ سینمایی آینه جادو را در سربرگ «صدا، تصویر، حرکت...» پیدا کنید.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۴۵


تقریباً بیش از 50 درصد بودجه کره زمین صرف آدم‌کشی است و بخشی زیادی از اهالی کره زمین که اهل کتاب، کتیبه، حسینیه و مسجد نیستند اما اهل هنر، فیلم، سینما هستند. اهل مجلّه و روزنامه‌های علمی هم نیستند تا از این طریق رویه مدیریت دنیا عوض شود لذا در شرایط کنونی مهم‌ترین رسانه‌ای که بتواند بازی را به هنر منتقل کند و جلوی این خونریزی را گرفته و حیوان را انسان کند هنر سینما است که حیوان را انسان کند و جلوی این خونریزی را بگیرد.

اگر کسی به صورت  محمد (ص) دراین عصر مبعوث می‌شد، گزاف نبود که با زبان هنر سینما بیاید.

اگر ما بتوانیم به لطف الهی از بازی و سرگرمی صرف به هنر برسیم آن‌گاه نشان دادن صورت‌ها هیچ مانعی ندارد، اصل مطلب این است که تعزیه‌خوان‌ها نمازشب‌خوان بودند گاهی هم بچه‌ها را می‌آوردند اینها دعا می‌خواندند یا آب می‌آوردند اینها دم می‌زدند من خودم در دوران کودکی دیدم، اگر هنر باشد نه بازی و لهو لعب، نمازش اول وقت باشد، دیگر وقتی گریم بکند نماز نخواند یا غسل نکند این شخص نمی‌تواند پیغمبر یا امام حسین را نشان بدهد. آنها همیشه اهل نماز و روزه و نماز شب بودند. اگر هنر باشد هیچ منعی نیست که پیغمبر یا امام را نشان بدهند چه اینکه سالیان متمادی نشان می‌دادند

اما وقتی بازیگری شده در یک فردی بی‌نمازی، بخواهد به صورت قمربنی‌هاشم در بیاید این هتک است. با بدن پاک باشد 

بی‌روزه نباشد، اهل روزه باشد اهل نماز باشد آن وقت نشان دادن چهره هیچ منعی ندارد.


منبع: بخشی از صحبت های آیت الله جوادی آملی در دیدار با عوامل فیلم سینمایی محمد (ص) در شهریور 1390 - به نقل از همشهری آنلاین

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۲ ، ۲۲:۰۲

از مقاله جذابیت در سینما- کتاب آینه جادو- جلد 1- صفحات 13 و 28


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۲ ، ۱۴:۳۶

به نام خدا 

این مطلب، بازبینی شده و تغییرداده شده ی مطلب "آیا تفکر در باب ماهیت سینما کار خوبیست!؟" است.


چند روز پیش بود که داشتیم از دانشگاه با دوتن از دوستان، پیاده به خانه می رفتیم. یادم نمیاد بحث از کجا شروع شد، ولی دیدیم یه دفعه سر درآوردیم از ماهیت سینما! موضوعی که شاید هیچکدومـمون درموردش فکر نکرده بودیم. ماهیت سینما !

چرا فکر نکرده بودیم؟ نمیدونم. شاید چون نیازی نمی بینیم، شاید چون به نظر ما ارزشی نداره که وقت خودمون رو بذاریم در مورد این چیزا فکر کنیم؛ شاید چون به قول یکی از دوستان:"فیلمو باید دید دیگه! مگه باید کار دیگه ای هم کرد....؟!"

نمی دونم نظر شما چیه ولی سینما و رسانه چیزی نیست که از زندگی ما جدا باشه. روزانه خبرها، اتفاقات و حوادث مهمی به وقوع می پیونده که توسط رسانه ها بازتاب داده میشه و خیلی هاش که به تاریخ پیوسته یا حتی در حال اتفاق افتادنه، بوسیله سینما مصور میشه. خیلی از مردم ما هم اونها رو می بینن، چه از طریق سینما، چه از طریق صدا و سیمای محترم (که تقریباً پخش فیلم های سینماییش از لحاظ زمان پخش، با اکران فیلم های روز دنیا در اونور آب، داره همزمان میشه!)

پس نمیشه سینما رو جزئی جدا از جامعه دونست که تاثیر خودش رو به میزانی که منِ مخاطب اراده می کنم روم میگذاره.

« سینما، خواه ناخواه به عضو لاینفک جامعه تبدیل شده و بشدت تأثیرگذاره»

تازه موضوع اونقدر دردآورتر میشه که اگه از خیلی از جوون های امروزه که خودم هم یکیشونم- درمورد الگو و موفق ترین شخصی که میشناسن، بپرسین، بعد از کلی طفره رفتن میگن که الگومون فلان خواننده یا بهمان اکتورِخارجیه!!!

بزرگی که البته اروپا دیده هم بود!- می گفت: پدیده ی سینما، تلویزیون، رادیو، روزنامه و... از غرب اومده و براساس نیاز و اهداف اونها ساخته شده یعنی تبلیغات! ساخته شده تا ذائقه ی مخاطبینش رو در راستای هدفی که مالکان رسانه یعنی سرمایه داران- دارن، شکل بده؛ ساختاری که به احساس نیاز کاذب به «محصولات تولیدی[1]» اونها منتهی بشه. (صبر کنید؛ نمیخوام بگم کلاً رسانه بَده و نباید بهش توجه کرد!)

حرفِ من اینه؛ فعلاً نمی تونیم بگیم سینما نرید، نمی تونیم بگیم تلویزیون نبینید، روزنامه نخوانید، اما عقلِ سلیم حکم می کنه درمورد چیزی که داره متأسفانه فرهنگ ما رو نشونه میگیره، داره اعتقادات دینی ما رو هدف قرار میده و داره یک سری دروغ ها رو در شکل نصیحت دلسوزانه به خوردِ مغزِ نسلِ جوان و بلکه نسل مُسن ترِ ما میده، بیشتر فکر کنیم و بیشتر تحقیق کنیم.

این خطره! اگر انسان از این خطر آگاهی نداشته باشه، درمورد اون فکر نکرده باشه، قطعاً تحت تاثیرش قرار میگیره (البته کاملاً وارده که هنرمندان ما در این عرصه هم کم کاری کردن.)

« سینمای مطلوب اسلام به مردم معرفی نشده»

اصلاً برای آن قاعده ای نداریم که باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ حدود آن تا چه حد است؟ اما کم کاری از طرف ما هم به عنوان بیننده-  قابل چشم پوشی نیست.

این ها رو گفتم که بگم ریشه ی بسیاری از آفات جامعه ی ما (و به جرأت جوامع دیگر) همین سینمایی هست که امروزه، غرب از آن برای بیان مقاصدش بهره می بره. به شکلی که برام بسیار جالب بود وقتی دیدم شهید آوینی هم به شدت از این رویکردی که سینما بخصوص از نوع هالیوودیش نسبت به مخاطب داره نگرانه.

ایشون معتقده سینما به عمد، طی سالها تلاش خودش ذائقه مخاطب رو تغییر داده، تا حدی که دیگر این مخاطب حتی پذیرش هیچ تغییری رو نداره و نمی پذیره که شاهد هیچ رویکرد جدیدی در فیلم باشه.

" ذائقه‌ی تماشاگران سینما را نیز در طول این صد سال به مزه‌هایی پرفریب عادت داده‌اند و تماشاگر از همان آغاز به قصد تفنن و با نیت استغراق در لذت‌های کودکانه و «سانتیمانتال[2]» به سینما می‌آید، با عینکی که هالیوود بر چشم او نهاده است. و اگر با پاکتی تخمه ژاپنی نیاید، حتماً می‌آید تا برای ساعاتی چند خود را و مشکلات واقعی خود را در یک «خواب و خیال تجسم ‌یافته» فراموش کند. مخاطب امروزی سینما عادت کرده است تا از طریق نشانه‌هایی شناخته‌شده، خود را تسلیم لذایذ سطحی و زودگذری کند که سینما در اختیار او می‌گذارد و اگر خدای‌ناکرده آن نشانه‌های متعارف را در فیلمی پیدا نکند، قهر خواهد کرد و به فیلم دیگری خواهد رفت که در آن، دامی لذت‌بخش و مسحورکننده برای غفلت او پهن شده[3]... "

حالا باز هم فکر می کنین نباید درمورد ماهیت این موجود عجیب، بیشتر تفکر و تأمل و تحقیق کنیم؟ آیا هنوز هم بی تفاوت بودن در این عرصه، با توجه به تأثیرگذاری آن، جایز هست؟ کی باید تصمیم بگیریم تا در حقّ خود استوار شویم؟ حال آنکه آنان سالهاست در باطل خود راسخند.



[1]  البته نه فقط محصولات مادی بلکه محصولات فرهنگی هم!

[2]  احساساتی‌گری

[3]  بخشی از مقاله "فرزندان انقلاب در برابر عرصه های تجربه نشده سینما" سید مرتضی آوینی


اگه نظری درمورد نظرات مطرح شده در این نوشته دارید لطفاً مشارکت کنید و نظراتتون رو بنویسید تا از اونها استفاده کنم (به شخصه)، چون میدونم نظراتم به علت مطالعات کم خودم خیلی ناقصن؛ لطفاً کاملشون کنید. ممنون؛ موفق باشید.


نویسنده: امیرحسین دهزاد

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۰:۲۷


به نام خدا

به منظور پرداختن به این موضوع به نظر می رسد ابتدا می بایست تعریفی را از صنعت ارائه نمود و از نگاه خالقان آن به این موضوع پرداخت.

اندیشمندان غربی صنعت را اینگونه تعریف می نمایند : اگر تمام فعالیت‌های اقتصادی را که با تولید کالا و خدمت با استفاده از ماشین‌آلات و تجهیزات ساخته دست بشر سر و کار دارد، به عنوان یک کل تصور کنیم، هرصنعت، زیرمجموعه‌ای از این کل است که تعداد زیادی از فعالیت‌های مشابه را شامل می‌شود. صنعت، در کنار معدن و کشاورزی تقریباً تمامی فعالیت‌های تولیدی یک جامعه را در بر می‌گیرد و نقش حیاتی در پیشرفت اقتصادی کشورها ایفا می‌کند.و بطور کل می توان به مجموعه تمام واحد هایی که در تولید، توزیع یا مصرف یک محصول یا یک دسته از محصولات مشابه فعالیت می کنند صنعت گفت.

همانگونه که مشاهده می گردد صنعت وابستگی به ذات به اقتصاد دارد .

این ذات را می توان در تمام وجوه غربی از صنعت و کشاورزی و سیاست تا فرهنگ جستجو نمود و اقتصاد را در اصل می توان بخش جدا ناشدنی تعاریف غربی از موضوعات دانست و بواقع این استراژی لیبرال غربی ایست که تمدنی بر پایه اقتصاد (به معنی رسیدن به سود بیشتر) را پایه نهاده است

غرب با تمام توسعه و تکامل خود در امور صنعتی متاسفانه پاسخ گو نیاز های بشر امروزی نیست و ظروف برآمده از این تفکرجوابگوی  بیان مفاهیم عمیق بشری نمی باشد

و این بر می گردد به تفکر اقتصاد گرای غربی که سبب جامعه ای با میل های پست زمینی گشته و این تفکر است که نیاز های مادی بشر را اولی بر تمام نیاز های او می داند و شناخت انسان را جز در آزمایشگاه های علوم تجربی خود باور ندارد.

بنظر میرسد سینما در نگاه حداقلی وسیله ای جهت القای فرهنگ اقتصاد محور غربی به جوامع بشری است .که می توان متصور شد هم اکنون خود(سینما) نیز گرفتار این موضوع گشته است.

حال چگونه می توان توقع داشت تمدن غرب که مقصد تمام موضوعات خود را به سوی اقتصاد میل داده ،مفاهیم را در قالب هنر منتقل نماید و نه صنعت!

مباحثی که مطرح گردید این سوال را ایجاد می نماید که "هنر و بخصوص سینما آیا می تواند دست آوردی اقتصادی برای پدید آورندگان اثر به ارمغان آورد؟"

پاسخ آن مثبت است

و موضوع را دقیقا می توان در تعریف این دو جمله خلاصه نمود

سینما می تواند در آمد زا باشد  ، ولی شایسته نیست جهت در آمد زایی مورد استفاده قرار گیرد

این آن نکته ایست که بدان باید توجه داشت و هدف هنر(البته به عنوان وسیله) را در حالت متعالی آن چیز دگر باید تعریف نمود . هنر با محتوای الهی می تواند پرواز دهنده ی انسان به اوج باشد وزیبایی و لطافت هنر نیز به خاطر این خصلت مهم آن است.

* البته بحث است بر روی مظروف های مختلف هنر و این را باید پذیرفت که هر ظرف محدودیت های برای انتقال مفاهیم دارد.

والسلام


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۳۰

بسم الله الرحمن الرحیم

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ

نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ   

آیه 21- سوره حشر


اگر این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم حتما آن را از ترس خدا ذلیل و متواضع و شکافته می دیدی. و این مثال ها را برای مردم می زنیم شاید بیندیشند. (ترجمه آیت الله مشکینی)


اندیشه... در احوالات خودمان.... اولین احساسی بود که بعد از دیدن "رسوایی" به من دست داد! "رسوایی" یک فیلم منسجم نبود! روایت داستانی قوی هم نداشت! اما حرف های زیادی برای گفتن داشت... ولی حیف که مسعود ده نمکی هنوز معلومات کافی برای روایت اثر را ندارد، بنده خدا خودش هم میگوید، و در خبر ها شنیدم که گویا از حاتمی کیا هم کمک گرفته تا بتواند بر اساس ساختار، متن بنویسد.(راست و دروغش پای خودشون! )

ولی درکل با فیلم برداری اش؛ با خیلی چیز های تکنیکی اش مشکل دارم.... اما میخواهم بر تمامی آنها چشم ببندم!! دوست دارم حالا که کسی به مسائلی قابل تأمل در این سینما پرداخته و از سینما (به عنوان یک وسیله که مأموریت انتقال پیام را دارد) درست استفاده کرده، به حرفش گوش دهم...

خوشحالم که بالاخره کسی به فکر بیان این مسائل افتاد... البته در این مورد و در این مدیوم فقط از عهده ی شخصی چون ده نمکی بر می آمد!! همانطور که خودش در نشست خبری فیلمش در برج میلاد در پاسخ به کسانی که مدعی شدند وی به راحتی برای هر فیلمی می تواند مجوز ساخت بگیرد  گفت: "ساخت این فیلم ها مجوز نمی خواهد به قولی جگر می خواهد"!

ده نمکی شاید نتواند منتقدان را راضی نگه دارد، شاید به قول عده ای حرفش را توی صورت بیننده، مستقیم پرتاب بکند و نتواند حرفش را در لفافه بیان کند «تا تماشاگر را با لذت کشف و همزاد پنداری در فیلمش همراه سازد»!!!؛ اما این دلیلی نمیشود که او حرفش را نزند...

همین که او توانسته جوانی را که به قیافه اش هم نمی خورد خوشش بیاید از کنار یک «مُلا» رد بشود(!) و وقتیکه اول فیلم با آیه قرآن، شروع میشود میگوید: «اَوو»، جوری تا پای فیلم بکشاند که در انتهای فیلم میخکوب شده و جیک نمی زند؛ یعنی او کارش را انجام داده...

حالا شما بروید فریاد بزنید فیلم باید حتماً درچارچوب تعریف شده ساخته شود! بگویید فیلم ضعیف است، مگر ما از یک فیلم چه میخواهیم...

فیلمی که از دل برخیزد، بر دل هم مینشیند.

این بخش از نامه ی حاج صادق آهنگران خطاب به ده نمکیست (بعد دیدن فیلم آن را در اینترنت دیدم) که واضح و زیبا میگوید: " ...خاطرم هست در دوران هشت سال دفاع مقدس برخی عزیزان با مراجعه به من نسبت به اشعاری که می‌خواندم که عمدتا توسط استاد حبیب‌الله معلمی سروده می‌شد، نقد داشتند.

معتقد بودند اشعار فاقد مؤلفه‌های جدی هنری است آنها پیشنهاد می‌کردند به جای این اشعار ساده از اشعار شعرایی که از نظر قوت شعر در سطح بالا باشند بخوانم تا مثلاً فخامت و صناعات و بدایع شعر در خوانده‌هایم بیشتر نمایان شود. شاید از نظر اصول ادبی حرف آنها درست هم بود.

اما شاعر اشعار من حبیب الله معلمی یک کشاورز ساده‌ای در اهواز بود و زبان شعر او همچون رسم و پیشه‌اش یک زبان ساده و همه فهم و بدور از صناعات پیچیده ادبی داشت و این بیان با ذهن و دل مخاطبی که بعضا از دور افتاده‌ترین روستاها و از پایین‌ترین اقشار به جبهه آمده بود سخت نزدیک و آمیخته و قابل‌پذیرش بود و به سرعت مفهوم و منظور شاعر و خواننده به مخاطب القا می‌شد..."

بله آقای ده نمکی؛

فیلمت پیچیده نبود، میشد خیلی از جاهای آن را حدس زد، اما به دل من که نشست...

وبخاطر همین است که از همه ی مشکلات "رسوایی" چشم پوشی میکنم و از سازنده اش تشکر...

این متن، یک نقد نیست، که یک تشکر است!

یک تشکر، از طرف یک مخاطب معمولی! که خیلی وقت بود تعریفش از سینما عوض شده بود! که خیلی وقت بود فکر میکرد باید حتما فیلمی ببیند که بر اساس معیارها ساخته شده باشد! نحوه ی روایت داستان در آن به بهترین نحو و با انواع چالشها باشد تا به او مزه کند! فکر میکرد حتماً نماها باید براساس قواعدی که وجود دارد تنظیم شود تا فیلم بشود فیلم! تا همه منتقدین از آن تمجید و تعریف کنند... داشت یادش میرفت که اصلاً سینما برای چه بوجود آمده... و متاسفانه امروزه دارند چگونه از آن استفاده میکنند ویا حتی چگونه آن را بررسی میکنند...

آقای ده نمکی؛ از نظر من شما پیشرفت کردید، و این خوب است! انشاالله در فیلم بعد، کاری کنید که نیاز به چشم پوشی نداشته باشد!

دوست دارم آخر متن رو هم با آیه ای به پایان ببرم که هر وقت حاج آقای رسوایی رو میبینم به یادش میفتم؛ امیدوارم کمکون کنه در پیدا کردن راه:

 


... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً ...

سوره مائده آیه 32


... هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد (یا از اسلام به کفر درآورد) چنان است که گویی همه مردم را کشته (و گمراه ساخته و در جهنمی مخصوص قاتلان بی گناهان خواهد بود) ، و هر کس انسانی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد) گویی همه مردم را زنده کرده (و هدایت نموده) است... (ترجمه آیت الله مشکینی)

صدق الله العلی العظیم


نویسنده: امیرحسین دهزاد

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۰۴

به نام خالق هستی

اسکار امسال نشان داد که آمریکا به آخر خط رسیده....


سینما از سالها پیش توسط اروپایی ها ابداع شد ودرطول این چند سال به تکامل رسیده، اما پتانسیلی که یک فیلم برای القای مفاهیم و کسب درآمد دارد، استفاده از این ابزار
  را در بین نسل امروز متداول کرده؛ بطوریکه کتاب و امثال آن، اثر گذاریش درمقابل سینما مانند قطره ای در مقابل دریا قلمداد می شود وسینما یعنی با یک تیر دو و یا حتی چند نشان را زدن!

حالا شما خیل عظیم تبلیغاتی که کمپانی های غربی (بخاطر رسانه ی قدرتمندشان) پیرامون یک فیلم میکنند را به آن اضافه کنید که با جوسازی علیه یا به نفع یک فیلم در دیده شدن آن فیلم در بین مردم دنیا تاثیر قابل توجهی میگذارند. سر اتفاقی که برای فیلم "بچه های آسمان" مجیدی افتاد...

هالیوود درطول این چند دهه فیلمهای زیادی دررابطه با ایران ساخته که بررسی آنها خارج از حوصله ی این متن است اما چیزی که مهم است، تفاوت لحن در بیان این فیلمها نسبت به گذشته است.اگر درگذشته فیلم هایی چون "300" و "بدون دخترم هرگز" آشکارا با ایرانی ستیز میکردند، ایرانی ها را مخالف آزای بیان و موجوداتی بی فکر و شهوتران نشان می دادند، امروز اینگونه نیست. هالیوود وارد بازی کثیف تری شده. دوستان عزیز، تا جایی که من در یاد دارم آمریکا برای اهدای جایزه یا معرفی یک فیلم از سیاستمداران خودش مایه نگذاشته!(یا کمتر این کار را کرده) بله، بحث من در مورد "آرگو" اثر بن افلک است! شما تصویر ایرانی در این فیلم را ببینید! (از ایرانیان عذرخواهی میکنم) اما ایرانی در این فیلم مانند یک موجود بی فکر است که فقط با آمریکایی عناد میکند. دقیقا ایرانی میشود موجودات فضاییِ دشمن بشری که در"فیلمنامه آرگو" وجود دارد. (ارجاع به آخرین پلان فیلم)؛ میشود دشمن بشریت!(حالا با یک نماد)؛ که این آمریکاییِ منجی (تونی مندز، جاسوس سیا)، می آید نجات دهنده بشر(6 گروگان آمریکایی) باشد! ببینید مفهوم همان است اما لحن عوض شده!

قضایایی تاریخی که اول فیلم بیان میشود به نظر می آید که صحیح است و بیننده فکر میکند با فیلم تاریخی مبتنی بر واقعیت طرف است اما تا آخر فیلم جوری روی مغز بیننده کار میشود که حق را به آمریکایی ها میدهد؛ نه اینکه بعد از این همه چپاول و دخالت آشکار در امور داخلی ایران و سعی در اجرا کودتا و... متهم بشوند. درضمن، فیلم آنقدر ضعف طراحی صحنه و پردازش به شخصیت ها و ضعف در فیلمنامه دارد، آنقدر گاف دارد که از ارزش کارگردانی آن میکاهد و آن را تا اثری متوسط پایین می آورد.

اینها نظر شخصی است اما نگاه کنید به نامزدهای دیگر، فیلم بزرگی چون "لینکلن" اثر تاریخی اسپیلبرگ که درمورد رییس جمهور اسبق آمریکاست و علی الظاهر یک بیان کم نقص و دراماتیک از برهه ای از زندگی این رییس جمهور و مبارزه ی او با برده داریست، کمتر مورد توجه قرار گرفته، چون نیاز امروز آمریکا چیز دیگری است! فیلم "سی دقیقه بامداد" کاترین بیگلو که درمورد تروریست و اسامه بن لادن است زمینه ی زیادی برای دیده شدن داشت، همانطور که اثر دیگر او (محفظه رنج) درسال 2009 جایزه اسکار را از آواتارِ سه بعدی برد! بله نیاز 3 سال پیش آمریکا چیز دیگری بود و امسال چیزی دیگر!  حتی بسیاری از  منتقدان مطرح خارجی و داخلی هم  این قضیه را قبول دارند که آرگو "بهترین" فیلم امسال نبود!!

به نظر شخصی من از 3 جایزه ای  که به این فیلم دادند (بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین)؛ تنها تدوین حق این فیلم بود که تعلیق خوبی برای آن ایجاد کرده بود. اما بهترین فیلمنامه "اقتباسی" به نظر بسیار عامدانه می آمد. چرا که برای جایزه فیلمنامه دو بخش درنظر گرفته اند: ارژینال و اقتباسی؛ و دادن جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی به آرگو یعنی تایید آنکه این فیلم اقتباس درست و قابل قبولی و همچنین هنری، از کتاب منبع کرده! (که بازگوکننده وقایع سفارتخانه آمریکا بوده)

جهت اطلاعات بیشتر به سایتهای زیر مراجعه کنید و نظر منتقدین خارجی و داخلی و تعداد جوایزی که به دو فیلم "سی دقیقه بامداد"و "آرگو"  دادند را با هم مقایسه کنید:

http://www.homandavoodi.com/?p=1615
و...
ااینکه میگویم: "آرگو" اثر بن افلک را دراسکار امسال خوش درخشاندند!!!  بخاطر اینست که آمریکا از همه ی توان رسانه ای ، هنری وسیاسی خود برای نشان دادن روایتش از این ماجرا استفاده کرده؛ جوایز گلدن گلوب ، بفتا، اسکار و چندین مراسم دیگر از طرفی و از طرف دیگر استفاده از همسر رییس جمهوری آمریکا برای اهدای جایزه ای که از قبل انتظارش را میرفت برای حمایت از آرگو به آن داده شود نشانگر اینست که آمریکا نتوانسته ایران را متوقف کند، از هر وسیله ای شده، حتی از حیثیت ریاست جمهوریش (که بالاترین مقام آمریکاست) مایه گذاشته تا جریانی دیگر علیه ایران و ایرانی راه بیاندازد....

از این دست اتفاقها خیلی افتاده، ما ناراحت نیستیم از اینکه ما را انسانهای وحشی و قاتل نشان بدهند چون این اولین بارشان نیست، مهم اینست که ما هم کم کاری نکنیم و در اینکه برحق هستیم درست و محکم پافشاری کنیم، همانطور که اینها در ناحق خود راسخند و پافشاری میکنند چرا که : "اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً"...

نویسنده: امیرحسین دهزاد

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۲ ، ۰۳:۳۳